بند چهارم ـ تکاليف تاجر
قانون تجارت علاوه بر رعايت ضوابط قانوني، دو تکليف مهم براي تاجر بر شمرده است:
1ـ تنظيم و نگهداري دفاتر تجارتي (م6 ق.ت.)
2ـ ثبت اسم خود در دفتر ثبت تجارتي (م16 ق.ت.)
اول ـ تنظيم و نگهداري دفاتر تجارتي
مهمترين تکليف تاجر، تهيه و تنظيم دفاتر تجاري است. اصولاً مطابق مقررات قانون تجارت، هر تاجر به استثناي کسبه جزء مکلف است که چهار دفتر تجارتي داشته باشد که در ذيل به آنها اشاره مي شود:
1ـ قانون تجارت 1311 از ماده 6 تا ماده 19 دفاتر تجارتي و دفتر ثبت تجارتي را پيش بيني کرده است.
2ـ آيين نامه «نحوه تنظيم و تحرير و نگهداري دفاتر» به پيش بيني تبصره يک ماده 95 قانون ماليات هاي مستقيم (3/12/1366) به وسيله وزارت امور اقتصادي در 21 ماده تهيه شده و مقررات آن شامل موديان مالياتي مي باشد. (28/12/1267)
3ـ لايحه جديد قانون تجارت (1392) از ماده 91 تا 104 به دفاتر تجارتي و از ماده 105 تا 112 به ثبت نام تجارتي، اختصاص داده است.
الف ـ آثار دفاتر تجاري
ـ تعيين وضع دارايي و نگهداري حساب سود و زيان و تهيه ترازنامه، بر اساس اين دفاتر است.
ـ در تشخيص و تعيين ماليات، مورد استفاده مميزان مالياتي قرار مي گيرد.
ـ در تعيين نوع ورشکستگي تاجر و شرکت تجاري، موثرند.
ـ در برخي شرايط دليليت دارند
ب ـ انواع دفاتر تجارتي
دفاتر زير، الزامي است:
1ـ دفتر روزنامه
2ـ دفتر کل.
3ـ دفتر دارايي.
4ـ دفتر کپيه.
دفاتر ديگري به نام هاي دفتر صندوق، دفتر انبار و غيره وجود دارد که قانون آن ها را الزامي نمي داند. به آنها دفاتر معين مي گويند. از اين رو، مطالب اين قسمت به دو قسمت تقسيم مي کنيم:
1ـ دفاتر الزامي
1ـ 1 دفتر روزنامه (Journal book)
1. ماده 7: « دفتر روزنامه دفتري است كه تاجر بايد همه روزه مطالبات و ديون و داد و ستد تجارتي و معاملات راجع به اوراق تجارتي (از قبيل خريد وفروش و ظهرنويسي) و به طور كلي جميع واردات و صادرات تجارتي خود را به هر اسم و رسمي كه باشد و وجوهي را كه براي مخارج شخصي خودبرداشت ميكند در آن دفتر ثبت نمايد.»
پس مطالب زير در اين دفتر ثبت مي شوند:
1ـ مطالبات 2ـ ديون 3ـ داد و ستد تجارتي 4ـ معاملات راجع به اوراق تجارتي اعم از خريد، فروش و ظهرنويسي 5ـ کليه واردات و صادرات تجارتي 6ـ وجوهي که براي هزينه هاي شخصي برداشت مي شود.
2. منظور از «اسم» عنوان و منظور از «رسم» ترتيب است. مثلاً کالايي به عنوان فروش و به ترتيب نقد و اقساط صادر شده، بايد همين موضوع در دفتر قيد گردد.
3. فقط داد و ستدهاي تجارتي در دفتر روزنامه ثبت مي شود و معاملاتي که براي نيازمندي هاي شخصي به عمل مي آيد، لازم نيست ثبت شوند. ولي وجوهي که براي نيازمندي شخصي برداشت مي شوند، بايد ثبت گردد.
پيش بيني قانون گذار از اين نظر داراي اهميت است که ميزان اين مخارج مطابق بند1 ماده 541 ق.ت.[1] اماره ورشکستگي به تقصير را به دست مي دهد که آثار آن شديدتر از ورشکستگي عادي است.[2]
4. عمليات ششگانه بالا بايد هر روز ثبت شوند.
5. ضمانت اجراي عدم ثبت روزانه، آن است که سنديت اين دفتر در امور تجاري بين تجار از بين مي رود و فقط عليه خود تاجر، سنديت خواهد داشت. (م14 قانون تجارت و م 1297 ق.م. و 1300 ق.م.)
تبصره 2 ماده 12 آيين نامه نحوه تنظيم و تحرير و نگهداري دفاتر، تاخير يک هفته اي دردرج عمليات ششگانه در دفتر روزانه را مجاز شمرده است ولي بايد دانست که:
اولاً: چون اين بخش آيين نامه خلاف صريح ماده 7 قانون تجارت است، و از طرفي مطابق اصل 138 ق.ا. آيين نامه نمي تواند خلاف قانون باشد، لذا دستور ماده 7 ق.ت. به قوت خود باقي است.
ثانياً: آيين نامه مزبور، به پيش بيني قانون ماليات مستقيم و براي امور مالياتي تدوين شده است و دايره شمول آن محدود به موضوعات مذکور بوده و نمي تواند شامل اعتبار دفتر روزنامه که از لحاظ سنديت در قلمرو قانون تجارت و قانون مدني قرار دارد، بشود.
6. ماده 3 آيين نامه فوق، در قسمت دوم خود به «اصول حسابداري و عرف متداول دفتر داري» در واقع روش عملي دفتر داري دو طرفه را که امروزه مورد استفاده بنگاه هاي تجارتي و ثبت معاملات با حجم و تنوع زياد مي باشد، مورد توجه قرار داده است. طبق روش متداول دفتر داري دو طرفه، جنبه هاي دوگانه معاملات در دفتر به ثبت مي رسد به عبارت ديگر، هر معامله از لحاظ گيرنده انتفاع (بدهکار) و از لحاظ دهنده انتفاع (طلبکار) محسوب مي شود ... عمليات مذکور در حساب سرمايه (ستون بستانکار) و حساب خريد (ستون بدهکار) قيد مي شود.»[3]
7. ماده 92 لايحه جديد قانون تجارت، ثبت روزانه در دفتر روزنامه را الزامي اعلام کرده است: «دفتر روزنامه دفتري است که ... همه روزه و با تمام جزئيات در آن ثبت مي شود...»
8. اصلاح ماده 7 قانون تجارت که تاجر را مکلف مي نمايد همه روزه کليه معاملات خود را در دفتر روزنامه ثبت نمايد، ضروري مي باشد تا تعارضات موجود بين قانون و آيين نامه فوق، از بين رفته و با پيشرفت هاي موجود در فن حساب داري و دفتر داري هماهنگ باشد.[4] با اين وجود متاسفانه در لايحه جديد مجدداً ثبت روزانه الزامي اعلام شده است.
9. از تاريخ توصيب قانون 1953 در فرانسه، خلاصه حساب ها حداقل يک مرتبه در ماه در دفتر روزنامه به ثبت مي رسد و ديگر ثبت همه روزه عمليات بنگاه تجارتي در دفتر مزبور ضروري نمي باشد.[5]
1ـ2 دفتر کل (Ledger book)
1. ماده 8: « دفتر كل دفتري است كه تاجر بايد كليه معاملات را لااقل هفته يك مرتبه از دفتر روزنامه استخراج و انواع مختلفه آن را تشخيص و جداكرده هر نوعي را در صفحه مخصوصي در آن دفتر به طور خلاصه ثبت كند.»
2. در اين دفتر صفحاتي به نوع معين از عمليات و صفحاتي به افرادي که طرف معامله تاجر بوده اند و صفحاتي به تشکيلات خود تاجر (مثل انبار، صندوق و ...) اختصاص مي يابد.
3. ثبت در اين دفتر بايد هر هفته انجام شود و ضمانت اجراي تخلف از آن، همان است که در دفتر روزنامه گذشت. (در لايحه جديد، ثبت در اين دفتر، ماهانه بايد انجام شود)
4. ماده 13 آيين نامه، اجازه تاخير ثبت معاملات هر ماه را تا 15 ماه بعد داده است ولي اين بخش از آيين نامه از حيث سنديت دفتر کل نمي تواند ناسخ قانون تجارت و قانون مدني باشد.
5. لايحه جديد قانون تجارت، در ماده 93 ثبت در دفتر کل را تا يک ماه الزامي قرار داده است: «دفتر کل ... اين امر حداقل بايد هر ماه يک بار انجام شود.»
1ـ3 دفتر دارايي (Inventry book)
1. م9: « دفتر دارايي دفتري است كه تاجر بايد هر سال صورت جامعي از كليه دارايي منقول و غير منقول و ديون و مطالبات سال گذشته خود را بهريز ترتيب داده در آن دفتر ثبت و امضا نمايد و اين كار بايد تا پانزدهم فروردين سال بعد انجام پذيرد.»
2. منظور از «دارايي» يعني دارايي شخصي، مرکب از اجزاي مثبت و اجزاي منفي؛ بنابراين «دارايي» در ماده 9 با مفهوم دارايي در قانون مدني، متفاوت است؛ چرا که دارايي در قانون مدني يعني ظرفي که اجزاي مثبت و منفي در آن قرار مي گيرد. در نتيجه «دارايي» در ماده 9 به مفهوم اجزاي دارايي استعمال شده است
3. دفتر دارايي بايد تا 15 فروردين ماه سال بعد تنظيم شود و بايد اين دفتر توسط تاجر امضا شود.
4. ماده 94 لايحه جديد قانون تجارت:« ... تنظيم دفتر دارايي براي هر سال الزامي است و اين امر بايد حداقل تا پايان فروردين سال بعد انجام شود.»
5. آيين نامه فوق، دفتر دارايي را مورد توجه قرار نداده است؛ زيرا عملاً امروزه در بنگاه هاي تجارتي اين دفاتر به علت آنکه عمليات ساليانه تاجر يا شرکت تجارتي به صورت ترازنامه تنظيم مي گردد اهميت خود را از دست داده است.[6]
6. در حقوق فرانسه از تاريخ تصويب قانون 1953 تاجر الزامي ندارد که وضع دارايي تجارتخانه خود را در دفتر دارايي بنويسد بلکه ترازنامه و حساب سود و زيان خود را در پايان سال مالي در دفتر دارايي ثبت نمايد.[7]
7. «به نظر مي رسد با توجه به توسعه عمليات تجارتي شرکت هاي بزرگ مانند سهامي عام، ماده 9 قانون تجارت با الزام تاجر يا شرکت تجارتي به تهيه ترازنامه و حساب سود و زيان در پايان هر سال مالي، اصلاح شود.»[8]
1ـ4 دفتر کپيه (Copy book)
1. ماده10: « دفتر كپيه دفتري است كه تاجر بايد كليه مراسلات و مخابرات و صورتحساب هاي صادره خود را در آن به ترتيب تاريخ ثبت نمايد.»
2. «کپيه» کلمه فرانسوي و به معناي «رونوشت» است.
3. پس از به کار گيري ماشين تحرير، نسخه ثاني نوشته ها و اسناد مزبور و بعدها فتوکپي آنها، در پوشه مخصوصي نگهداي شده و اين پوشه چانشين و نعم البدل دفتر کپيه گرديده و بدين ترتيب، دفتر کپيه لاجرم تعطيل و متروک شده است.[9] به عبارت ديگر، امروزه با کابرد عملي خود را از دست داده و بنگاه هاي تجارتي از سيستم تايپ و بايگاني پيشرفته (کامپيوتر) به جاي دفتر کپيه استفاده مي نمايند.[10]
4. در لايحه جديد به اين دفتر، «دفتر ثبت مکاتبات» اطلاق شده است. ماده 95.
5. از تاريخ تصويب قانون 1953 در حقوق فرانسه، دفتر کپيه الزامي نيست بلکه هر تاجري مکلف است نامه هاي وارده و رونوشت نامه هاي صادره را طبقه بندي کرده و به مدت 10 سال نگهداري نمايد.[11]
2ـ دفاتر اختياري
علاوه بر دفاتر تجاري که داشتن آنها الزامي است، برخي از تجار و شرکت هاي تجاري از دفاتر ديگري به نام دفتر معين، استفاده مي کنند. اين دفاتر معمولاً به عنوان پيش نويس، استفاده مي شود.[12]
ج ـ شماره گذاري، امضا و پلمب دفاتر تجارتي
1. مطابق ماده 12 قانون تجارت[13]، دفاتر تجارتي به استثناي دفتر کپيه، قبل از آنکه در آنها چيزي نوشته شود، بايد توسط نماينده اداره ثبت امضا و اوراق آنها داراي نمره ترتيبي و قيطان کشي شده باشد و متصدي امضا، مکلف است که صفحات هر دفتري را شمرده و در صفحه اول و آخر آن، تعداد صفحات آن را با قيد تاريخ، امضا نمايد.
ضمناً بايد دو طرف قيطان با مهر سربي که وزرات دادگستري براي اين منظور تهيه مي نمايد، منگنه شده و کليه اعداد با تمام حروف نوشته شود.
2. آئين نامه " مقررات راجع به پلمب دفاتر تجارتي " شماره 6566 – 10/3/1311
نظر به ماده 11 قانون تجارت ، مصوب ارديبهشت ماه 1311 مقرر مي دارد :
ماده 1ـ امضا و پلمپ کردن دفاتر تجارتي در تهران توسط نماينده اي که اداره کل ثبت معين مي نمايد در دايره ثبت شرکت ها و علايم تجارتي و اختراعات به عمل مي آيد.
ماده 2ـ در ولايات امضا و پلمپ دفاتر به عهده نماينده اي است که اداره ثبت معين مي کند ودر صورتيکه اداره ثبت تاسيس نشده باشد، انجام وظيفه اي که به موجب ماده 11 قانون تجارت مقرر است با رعايت ترتيب به عهده رئيس محکمه ابتدايي يا امين صلح خواهد بود که در اين مورد به سمت نمايندگي اداره ثبت اقدام مي نمايند.
3. ضمانت اجراي پلمپ نکرده دفاتر تجارتي:
آيا پلمپ نکردن دفاتر تجارتي، آنها را از قدرت اثباتي محروم مي سازد يا خير؟ قانون تجارت در پاسخ به اين سوال، ساکت است ولي رويه قضايي حاکي آن است که عدم پلمپ دفاتر تجارتي باعث بي اعتبار شدن آنها نمي شود. به دو راي در اين زمينه اشاره مي شود:
اول: راي اصراري شماره 203 مورخ 19/2/1330: « ... چون دفاتر تجارتي استنادي پژوهش خواه غير پلمپ بوده و دادگاه استان به دفتر مزبور به علت غير پلمپ بودن توجه ننموده تا صورت حساب مورد اختلاف روشن گردد...» لذا هيات عمومي ديوان عالي کشور، حکم دادگاه مزبور را نقض کرده تا دادگاه استان به حساب هاي موجود در دفتر غير پلمپ که براي روشن شدن حساب ها ضروري مي باشد، رسيدگي و حکم مجدد صادر نمايد.
دوم: راي وحدت رويه شماره62 ـ 11/11/1351
«هر چند مطابق مقررات قانون تجارت، هر تاجر مكلف به دارا بودن دفاتر تجاري است كه در قانون مذكور توصيف شده و آن دفاتر بايد پلمپ شدهباشد و تخلف از اين امر مستلزم پرداخت جزاي نقدي است و طبق مقررات آئين دادرسي مدني، هر گاه يكي از طرفين به دفاتر تجاري طرف ديگر استناد نمايد آن دفاتر جز در موارد استثناء شده بايد در دادگاه ابراز شود و هر بازرگاني كه به دفاتر او استناد شده از ابراز دفاتر خود امتناع نمايد دادگاه ميتواند آن را از جمله دلايل مثبته تلقي نمايد اما از مفهوم ماده 302 آئين دادرسي مدني كه به دادگاه اين اختيار را تفويض نموده استفاده نميشود كه در هر مورد ولو دعوي متكي به دلايل و مدارك معتبر و اوضاع و احوال ديگر باشد. به صرف اينكه دفاتر تجاري ارائه نشده دادگاه اين امر را دليل مثبت اظهار طرف قرار دهد بلكه در موارد عدم ابراز دفاتر تجاري، به دادگاه اختيار داده شده كه در مقام تشخيص حق و بررسي دلايل و اوضاع و احوال موجود در پرونده، هر گاه عدم ابراز دفاتر را مؤثر در مقام دانست آن وقت آن را از جمله دلائل مثبته اظهار طرف تلقي نمايد در دو پرونده مورد بحث كه هر دو مشابه ولي آراء آن معارض با يكديگر ميباشد چون رأي شعبه 5 ديوانعالي كشور در جهت همين نظري است كه فوقاً ذكر شده و رسيدگي به دلايل ديگر را لازم دانسته رأي مزبور نتيجتاً صحيح به نظر ميرسد و تأييد ميشود.»
4. روش عملي پلمپ دفاتر تجارتي[14]
.... بر طبق ماده 13 قانون دفاتر تجارتي ارباب رجوعي كه جهت پلمپ دفاتر قانوني خود به ادارات ثبت مراجعه مي كند، بايد اول ورقه اظهار نامه پلمپ دفتر تجارتي كه در قسمت فروش اوراق بهادار هست با ذكر اين كه تعداد دفاتر چند جلد هست تهيه كند. ورقه اظهار نامه را بايد مدير شركت يا مؤسسه يا بازرگان شخصاً تكميل و ممهور به مهر شركت با قيد شماره ثبت شركت يا مؤسسه در ورقه منعكس شود مگر شركت يا مؤسسه كه هنوز مهر تهيه نكرده است اين است كه همه شركتها بمجرد به ثبت رساندن شركت يا مؤسسه خويش اقدام به پلمپ دفاتر مي كند ولي شماره ثبت حتماً بايد در ورقه ظاهار نامه پلمپ دفتر حتماً منعكس شود و همچنين بايد كليه مشخصات مدير عامل شركت يا بازرگان و آدرس شركت يا محل تجارت بازرگان در ورقه نوشته شود. اگر مراجعه كننده نماينده يا بازرگان باشد بايد در پائين ورقه مشخصات كامل وي ذكر شود و كارت شناسائي هم همراه داشته باشد.
مراجعه كننده كه دفتر را تهيه و قيطان كشي كرده و اوراق مربوط كه همان اظهارنامه پلمپ دفاتر تجارتي است تكميل نموده و به اداره ثبت شركتها و مؤسسات غير تجارتي قسمت پلمپ دفاترتجارتي مراجعه مي كند. الف- دفاتر را به متصدي مر بوطه تحويل مي دهد كه اين دفاتر بايد داراي نمره ترتيبي و قيطان كشيده باشد.
ب ـ متصدي مر بوطه اظهار نامه پلمپ دفاتر را كه تكميل شده و به امضاء و مهر شركت ممهور گرديده از آورنده تحويل و تعداد صفحات دفتر روزنامه و كل دارائي را در آن مي نويسد و اگر تعداد دفاتر زيادتر از كل و 1 روزنامه باشد حتماً با حرف درشت در بالاي ورقه اظهار نامه نوشته مي شود شماره آخرين صفحه هر دفتر بطور مثال 100 جلد دفتر روزنامه 199 صفحه و يكصد جلد دفتر كل 200 صفحه دوبل و يا اگر تمام صفحات شماره گذاري نشده باشد بدين طريق نوشته مي شود يكصد جلد دفتر روزنامه دوبل 3 نيم برگي و بعد دفتر را ارباب رجوع به قسمت حسابدا ري برده كه آنجا از روي نوشته اي كه در بالاي ورقه است و تعداد دفاتر و صفحات دفاتر منعكس شده حسابدار فيش را مي نويسد و به آورنده مي دهد كه بانك ملي ( نزديكترين شعبه) بپردازد و فيش مر بوطه را تحويل حسابدار بدهد و اظهار نامه پلمپ دفتر كه مهر حسابداري را با قيد تاريخ و پول پرداخت شده در آن نوشته شده به متقاضي مي دهد دو نسخه فيش بانكي هم يك نسخه نزد حسابدار نگهداري مي شود و نسخه ديگر به مراجعه كننده تحويل مي شود. حال ارباب رجوع دفاترش كامل بوده و اظهار نامه پلمپ دفاتر تجارتي را تكميل كرده و حق الثبت آن را پرداخته به متصدي مر بوطه براي پلمپ دفاترش مراجعه مي كند. متصدي مكلف است صفحات دفتر را شمرده در صفحه اول و آخر هر دفتر مجموع عدد صفحات آ؛ن را با ذكر نام صاحب دفتر در دو طرف قيطان با مهر سربي كه سازمان اسناد و املاك براي اين مقصود تهيه كرده و يك طرف سرب شكن اسم اداره ثبت حك شده منگنه كند (بر طبق ماده 12 قانون تجارتي) و بايد توجه شود قيطان دفتر به اندازه كافي دوام داشته باشد كه باعث ناراحتي بعدي مراجعه كننده نشود. آخرين مرحله اقدام براي امضاء دفاتر نزد مسئول پلمپ دفاتر آورده مي شود . شخص مسئول موظف است دقت زيادي در اينكه اولاً ورقه اظهار نامه صحيح تكميل شده باشد، تمام دفاتر با خط خوانا (اسم- شماره دفتر- تاريخ روز) نوشته شده باشد. از همه مهمتر دفاتر مي بايد سفيد باشد و وقتيكه از همه لحاظ كنترل نمود با قيد تاريخ كه هم با حروف و هم با اعداد باشد امضاء كند.
د ـ نوشتن دفاتر تجارتي
مقررات مربوط به نوشتن در ماده 13 قانون تجارت[15] منعکس شده است:
1ـ کليه معاملات و صادارات و واردات بايد به ترتيب تاريخ، در صفحات مخصوصه نوشته شود.
2ـ تراشيدن و حک کردن و همچنين جاي سفيد گذاشتن بيش از آنچه که در دفتر نويسي معمول است و در حاشيه و يا در بين سطور نوشتن، ممنوع است.
3ـ اگر اشتباهي در نوشتن رخ داد بايد در صفحه مشخص از دفتر توضيح داده شود.
ه ـ مدت نگهداري دفاتر تجارتي
1 ماده 13: « كليه معاملات و صادرات و واردات در دفاتر مذكوره فوق بايد به ترتيب تاريخ در صفحات مخصوصه نوشته شود ـ تراشيدن و حككردن و همچنين جاي سفيد گذاشتن بيش از آنچه كه در دفترنويسي معمول است و در حاشيه و يا بين سطور نوشتن ممنوع است و تاجر بايد تمام آندفاتر را از ختم هر سالي لااقل تا ده سال نگاهدارد.»
2. اگر دفاتر بيش از 10 سال نگهداري شوند باز هم سنديت دارند.
3. منظور از سال در مورد تاجر، سال شمسي و در مورد شرکت تجارتي، سال مالي آنهاست.
4. اگر تاجر عمليات تجارتي خود را منحل کند، باز هم مي بايست تا 10 سال دفاتر را حفظ کند.
و ـ سنديت دفاتر تجارتي
1. ماده 14 ق.ت: « دفاتر مذكور در ماده 6 و ساير دفاتري كه تجار براي امور تجارتي خود به كار ميبرند در صورتي كه مطابق مقررات اين قانون مرتب شدهباشد بين تجار ـ در امور تجارتي ـ سنديت خواهد داشت و غير اين صورت فقط بر عليه صاحب آن معتبر خواهد بود.»
2. ماده 1297 ق.م: « دفاترتجارتي در موارد دعواي تاجري برتاجر ديگر در صورتي كه دعوي از محاسبات و مطالبات تجارتي حاصل شده باشد دليل محسوب مي شود مشروط براينكه دفاترمزبوره مطابق قانون تجارت تنظيم شده باشند.»
2. شرايط سنديت داشتن دفاتر:
1ـ مطابق قانون تجارت مرتب و تنظيم شده باشند.
2ـ طرفين دعوي تاجر باشند.
علي الاصول کسي نمي تواند نوشته اي که خود آن را تنظيم کرده است عليه ديگري به کار گيرد ولي در مورد تاجر عليه تاجر ديگري، اين نوشته سنديت دارد و اين يک استثنا است، راز اين امر در آن است که طرف دعوي تاجر نيز خود تاجر است که دفاتري دارد که مي تواند عليه تاجر اول مورد استناد قرار گيرد.
3ـ دعوي راجع به امور تجارتي باشد. (صدرا: اين شرط هم دليلش آن است که تاجر فقط معاملات مربوط به امور تجارتي را مي بايست در دفاتر درج کند.)
ح ـ لزوم ابراز دفاتر تجارتي
1 تاجر ملزم به ابراز دفاتر تجارتي خودبه دادگاه است.
2. اگر تاجر از ابراز دفاتر تجارتي خود امتناع نمايد و تلف يا عدم دسترسي به آنرا هم نتواند ثابت کند، دادگاه مي تواند آن را از ادله مثبته اظهار طرف مقابل قرار دهد. م302 آ.د.م.
3. منظور از «ادله مثبته» امارات است و اماره در اينجا، اماره قضايي است.
4. رأي شماره وحدت رويه قضايي 62 ـ 11/11/1351 شماره: 55
«هر چند مطابق مقررات قانون تجارت، هر تاجر مكلف به دارا بودن دفاتر تجاري است كه در قانون مذكور توصيف شده و آن دفاتر بايد پلمپ شدهباشد و تخلف از اين امر مستلزم پرداخت جزاي نقدي است و طبق مقررات آئين دادرسي مدني، هر گاه يكي از طرفين به دفاتر تجاري طرف ديگر استناد نمايد آن دفاتر جز در موارد استثناء شده بايد در دادگاه ابراز شود و هر بازرگاني كه به دفاتر او استناد شده از ابراز دفاتر خود امتناع نمايد دادگاه ميتواند آن را از جمله دلايل مثبته تلقي نمايد اما از مفهوم ماده 302 آئين دادرسي مدني[16] كه به دادگاه اين اختيار را تفويض نموده استفاده نميشود كه در هر مورد ولو دعوي متكي به دلايل و مدارك معتبر و اوضاع و احوال ديگر باشد. به صرف اينكه دفاتر تجاري ارائه نشده دادگاه اين امر را دليل مثبت اظهار طرف قرار دهد بلكه در موارد عدم ابراز دفاتر تجاري، به دادگاه اختيار داده شده كه در مقام تشخيص حق و بررسي دلايل و اوضاع و احوال موجود در پرونده، هر گاه عدم ابراز دفاتر را مؤثر در مقام دانست آن وقت آن را از جمله دلائل مثبته اظهار طرف تلقي نمايد در دو پرونده مورد بحث كه هر دو مشابه ولي آراء آن معارض با يكديگر ميباشد چون رأي شعبه 5 ديوانعالي كشور در جهت همين نظري است كه فوقاً ذكر شده و رسيدگي به دلايل ديگر را لازم دانسته رأي مزبور نتيجتاً صحيح به نظر ميرسد و تأييد ميشود.»[17]
ت ـ مواردي که دفاتر تجارتي، سنديت ندارند
بنابه مفهوم مخالف ماده 14 ق.ت.[18] و ماده 1297 ق.م[19]:
1ـ در صورتي که مطابق مقررات قانون تجارت، تحرير و مرتب نشده باشند.
2ـ هرگاه دعوي، مربوط به امور تجارتي نباشد.
3ـ هرگاه طرف دعوي، تاجر نباشد.
4ـ در صورتي که مدلل شود، اوراق جديدي به دفتر داخل کرده اند يا تراشيدگي دارد.
5ـ وقتي در دفتر بي ترتيبي و اغتشاش کشف شود که بر نفع صاحب دفتر باشد.
6ـ وقتي که بي اعتباري دفتر، سابقاً به جهتي از جهات، ثابت شده است.
ي ـ سنديت دفاتر تجارتي عليه خود تاجر
1. دفاتر تجارتي در هر حال عليه خود تاجر سنديت دارند چرا که از طرفي «قيد دين در دفاتر تجارتي، به منزله اقرار کتبي است » م1281 ق.م. و از طرفي «اقرار کتبي در حکم اقرار شفاهي است» م1280 ق.م.
2. چون اقرار هر شخص علاوه بر خودش، عليه قائم مقام وي نيز نافذ است، (م1278 ق.م.) لذا مندرجات دفاتر تجارتي عليه قائم مقام هم قابل استناد است.
ش ـ نوع سنديت دفاتر تجارتي
سند بر سه نوع است:
1ـ سند عادي
2ـ سند رسمي
3ـ سند عادي در حکم سند رسمي
1ـ سند رسمي سندي است که :
1ـ يا در ادارات ثبت اسناد و املاک
2ـ يا در دفاتر اسناد رسمي
3ـ يا در نزد مامورين رسمي ودر حدود صلاحيت آنها
بر طبق مقررات قانوني تنظيم شده باشند. (م1387 ق.م.)
2ـ سند عادي در حکم سند رسمي: (م1291 ق.م.)
1ـ اگر طرفي که سند بر عليه او اقامه شده است، صدور آن را از منتسب اليه، تصديق نمايد.
2ـ هرگاه در محکمه ثابت شود که سند مزبور را، طرفي که آن را تکذيب يا ترديد کرده، في الواقع امضا يا مهر کرده است.
حال در مورد دفاتر تجارتي؛ ابزار دفاتر تجارتي به دادگاه در دو مورد صورت مي گيرد:
1ـ طرف دعوي، بر عليه تاجر به دفاتر تجارتي او استناد کند؛ در اين صورت مطابق بند يک ماده 1291 ق.م.، اين سند عادي در حکم سند رسمي است.
2ـ تاجر به نفع خود، به دفاتر تجارتي استناد کند؛ در اين صورت به استناد بند 2 ماده 1291 اين سند عادي، اعتبار سند رسمي را دارد.
دوم ـ ثبت اسم خود در دفتر ثبت تجارتي
دومين تکليفي که تاجر دارد، آن است که در دفتر ثبت تجارتي، ثبت نام نمايد. در خصوص اين مساله، در چند جهت مورد بحث قرار مي گيرد:
الف ـ قانون حاکم بر ثبت نام در دفتر ثبت تجارتي
در اين خصوص، مي بايست به دو منبع قانوني مراجعه کرد:
1ـ مواد 16 تا 18 قانون تجارت
2ـ آيين نامه دفتر ثبت تجارتي مصوب 1325 با اصلاحات بعدي
ب ـ معرفي دفتر ثبت تجارتي
دفتر ثبت تجارتي، دفتري است که وزارت دادگستري آن را تهيه و آماده نموده و تمامي بازرگانان و تجار (به استناد ماده 16 ق.ت.) و بنگاه هاي تجارتي و شرکت هاي تجارتي (به استناد ماده 1 و2 آيين نامه مذکور) مکلف به ثبت نام در آن هستند به استثناي کسبه جزء. لزوم ثبت نام، اختصاص به تجار ايراني ندارد بلکه هر کس که در قلمرو سرزميني ايران مشغول به تجارت است، مي بايست در دفتر ثبت تجارتي، ثبت نام نمايد. (م 16.ق.ت)
همانطور که برخي از اساتيد حقوق تجارت متذکر شده اند: «ثبت نام شرکت هاي تجارتي در دفتر ثبت تجارتي با ثبت آنها در دايره ثبت شرکت ها به عنوان شخص حقوقي، متفاوت است و اين عمل لغو است؛ زيرا به موجب قانون ثبت شرکت ها، اطلاعات لازم در مورد شرکت ها، حين ثبت آنها در دايره ثبت شرکت ها در اختيار مسوولان ثبت قرار مي گيرد و اخذ مجدد اين اطلاعات به وسيله متصدي دفتر ثبت تجارتي و ثبت آنها در دفتر مزبور کار زايدي به نظر مي رسد.»[20]
ج ـ نگهداري دفتر ثبت تجارتي
مسووليت نگهداري دفاتر تجارتي بسته به اينکه در کجا باشد، به نهادهاي مختلفي واگذار شده است:
1ـ نگهداري دفاتر تجارتي در تهران به عهده دايره ثبت شرکت هاست. (م12 آيين نامه)
2ـ نگهداري دفاتر تجارتي در شهرستان ها به عهده ادارات ثبت است. (م12 آيين نامه)
د ـ نحوه آماده سازي دفتر ثبت تجارتي
صفحات دفاتر مزبور را بايد در بدو امر دادستان محل يا نماينده او شماره گذاري کرده و به امضاي خود و مهر دادسرا ممهور و مجموع عده صفحات را باتمام حروف در اول و آخر هر دفتر با ذکر تاريخ قيد کند. (تبصره 1 ماده 1 آيين نامه)
ه ـ تشريفات ثبت
براي ثبت نام در دفتر ثبت تجارتي، تشريفاتي در نظر گرفته شده است که به شرح زير مي توان بدان ها اشاره کرد:
1ـ تسليم اظهارنامه
1 . بازرگانان ... در ظرف يک ماه از تاريخ شروع به کار يا تاسيس مکلف به تسليم اظهارنامه مذکور در ماده فوق مي باشند. (م4 آيين نامه)
2. اظهار نامه بايد در سه نسخه روي نمونه هاي چاپي مخصوص که از متصدي دفتر ثبت تجارتي محل گرفته ميشود تنظيم و به همان دفتر تسليم و رسيد گرفته شود.
3. در اظهار نامه بايد نکات زير به ترتيبي که شماره گذاري شده نوشته شود: (م 6 آيين نامه):
ـ نام و نام خانوادگي بازرگان و رييس بنگاه و مديران شرکت و اسم تجارتخانه يا بنگاه يا شرکت.
ـ تاريخ و محل تولد و شماره شناسنامه و محل صدور آن.
ـ تابعيت اصلي و تابعيت فعلي در صورتي که تابعيت ديگري را تحصيل نموده باشد. تاريخ و طرز تحصيل تابعيت ثانوي بايد قيد شود.
ـ تاريخ ورود به ايران و شماره و محل صدور پروانه اقامت (اگر اظهارکننده تبعه خارجه باشد)
ـ محل اقامت شخصي محل تجارتخانه يا بنگاه ( نشاني کامل) محل مرکز اصلي شرکت و شعبات آن.
ـ ميزان سرمايه در شرکت هاي تجارتي.
ـ شماره ثبت منگنه و پلمپ دفاتر تجارتي که به موجب مواد 6 و 12 قانون تجارت به عمل آمده است.
ـ شماره تلفن ، عنوان تلگرافي ، کتاب رمز تجارتي (اگر داشته باشد (
ـ رشته تجارت (تجارت داخلي يا تجارت خارجي يا هر دو )
ـ قيد شماره ثبت علايم تجارتي (چنانچه داشته باشد)
2ـ کنترل اظهار نامه و ثبت آن به وسيله متصدي ثبت
متصدي دفتر ثبت تجارتي مکلف است مفاد اظهارنامه را در ظرف ده روز در دفتر خود ثبت و ذيل هر سه نسخه شماره ثبت و تاريخ و اسم دفترثبت تجارتي محل را قيد و يک نسخه را با تصديق به اينکه اظهار نامه مزبور ثبت شده است امضا و مهر نموده به اظهار کننده تسليم نمايد و نسخه ديگر را به وزارت بازرگاني و پيشه و هنر ارسال دارد. (م7 آيين نامه)
3ـ ثبت تغييرات بعدي که در وضعيت حرفه اي تاجر ايجاد مي شود
هر نوع تغيير وتبديلي که هر يک از بندهاي ماده 6 اين آيين نامه پس از ثبت اظهار نامه به عمل آيد و همچنين در صورت توقف و انحلال اظهارکننده مکلف است تغييرات حاصله را در سه نسخه تهيه و به دفتر ثبت محلي که شرکت يا بنگاه و يا تجارتخانه در آن ثبت شده است تسليم نمايد که دردفتر ثبت تجارتي قيد و مراتب به وزارت بازرگاني و پيشه و هنر اعلام گردد. (م8 آيين نامه)
[1] . ماده 541 - تاجر در موارد ذيل ورشكسته به تقصير اعلان ميشود:
1) در صورتي كه محقق شود مخارج شخصي يا مخارج خانه مشاراليه در ايام عادي بالنسبه به عايدي او فوقالعاده بوده است.
2) در صورتي كه محقق شود كه تاجر نسبت به سرمايه خود مبالغ عمده صرف معاملاتي كرده كه در عرف تجارت موهوم يا نفع آن منوط به اتفاقمحض است.
3) اگر به قصد تأخير انداختن ورشكستگي خود خريدي بالاتر يا فروشي نازلتر از مظنه روز كرده باشد يا اگر به همان قصد وسايلي كه دور از صرفهاست به كار برده تا تحصيل وجهي نمايد اعم از اينكه از راه استقراض يا صدور برات يا به طريق ديگر باشد.
4) اگر يكي از طلبكارها را پس از تاريخ توقف بر سايرين ترجيح داده و طلب او را پرداخته باشد.»
[3] . عرفاني، محمود، پيشين، ص89.
[4] . عرفاني، محمود، پيشين، ص90.
[5] . عرفاني، محمود، پيشين، ص88.
[6] . عرفاني، محمود، پيشين، ص93.
[7] . عرفاني، محمود، پيشين، ص93.
[8] . عرفاني، محمود، پيشين، ص93.
[10] . عرفاني، محمود، پيشين، ص94.
[11] . عرفاني، محمود، پيشين، ص94.
[12] . حسني، پيشين، ص391.
[13] . ماده12: « دفتري كه براي امضا به متصدي امضا تسليم ميشود بايد داراي نمره ترتيبي و قيطان كشيده باشد و متصدي امضاء مكلف استصفحات دفتر را شمرده در صفحه اول و آخر هر دفتر مجموع عدد صفحات آن را با تصريح به اسم و رسم صاحب دفتر نوشته با قيد تاريخ امضاء و دوطرف قيطان را با مهر سربي كه وزارت عدليه براي اين مقصود تهيه مينمايد منگنه كند. لازم است كليه اعداد حتي تاريخ با تمام حروف نوشته شود.»
[14] . اين مطلب از ساير اداره کل ثبت شرکت ها گرفته شده است:
http://sherkat.ssaa.ir/SubjectView/tabid/1857/Code/1006/Default.aspx
[15] . ماده 13 قانون تجارت: « كليه معاملات و صادرات و واردات در دفاتر مذكوره فوق بايد به ترتيب تاريخ در صفحات مخصوصه نوشته شود ـ تراشيدن و حككردن و همچنين جاي سفيد گذاشتن بيش از آنچه كه در دفترنويسي معمول است و در حاشيه و يا بين سطور نوشتن ممنوع است و تاجر بايد تمام آندفاتر را از ختم هر سالي لااقل تا ده سال نگاهدارد.»
[16] . ماده 302 قانون آئين دادرسي مدني سابق كه به موجب قسمت اخير ماده 210 قانون آئين دادرسي مدني دادگاههاي عمومي و انقلاب مصوب 1379 نسخ شدهاست ميگويد: «هر گاه بازرگاني كه به دفاتر او استناد شدهاست از ابزار آن خودداري نمايد و تلف يا عدم دسترسي به آن را هم نتواند ثابت كند دادگاه ميتواند آن را از قرائن مثبته اظهار طرف قرار دهد.»
[17] . روزنامه رسمي شماره 8199 ـ 23/12/1351 ـ نيز: علي آبادي، عبدالحسين، «موازين قضايي»، ج4، ص317.
[18] . ماده 14 قانون تجارت: « دفاتر مذكور در ماده 6 و ساير دفاتري كه تجار براي امور تجارتي خود به كار ميبرند در صورتي كه مطابق مقررات اين قانون مرتب شدهباشد بين تجار ـ در امور تجارتي ـ سنديت خواهد داشت و غير اين صورت فقط بر عليه صاحب آن معتبر خواهد بود.»
[19] . ماده 1299 ـ دفتر تجارتي در موارد مفصله ذيل دليل محسوب نمي شود:
1 ـ در صورتي كه مدلل شود اوراق جديدي به دفتر داخل كرده اند يا دفتر تراشيدگي دارد.
2 ـ وقتي كه در دفتر بي ترتيبي و اغتشاشي كشف شودكه برنفع صاحب دفتر باشد.
3 ـ وقتي كه بي اعتباري دفترسابقا به جهتي از جهات در محكمه مدلل شده باشد.
[20] . اسکيني، ربيعا، «حقوق تجارت؛ کليات ...»، ص163.